دانلود پروژه مقاله تحقیق گزارش کارورزی و کارآفرینی

این وبلاگ با مساعدت دوستان عزیزم آماده کمک به شما عزیزان میباشد

دانلود پروژه مقاله تحقیق گزارش کارورزی و کارآفرینی

این وبلاگ با مساعدت دوستان عزیزم آماده کمک به شما عزیزان میباشد

مقاله روشهای موجود فرآوری کانی آلونیت در گذشته و حال

 
این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
 
فهرست مطالب
مقدمه ۷
زمین شناسی و پراکندگی آلونیت در ایران و جهان ۹
پیش درآمد ۹
۱ ـ ۱ ـ ترکیب شیمیایی و برخی خصوصیات کانی شناسی آلونیت ۹
۲ ـ۱ ـ موارد استفاده و پراکندگی آلونیت در جهان ۱۰
۳ ـ ۱ ـ چگونگی رخداد ۱۱
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ آلونیت های رگه ای ۱۲
۲ ـ ۳ ـ ۱ ـ آلونیت های گرهکی در سنگ های رسی رسوبی ۱۲
۳ ـ ۳ ـ ۱ ـ آلونیت جانشینی در سنگ های ولکانیکی و سنگ های نفوذی کم عمق ۱۲
۴ ـ ۱ ـ منطقه بندی انباشته های جانشینی ۱۳
۱ ـ ۴ ـ ۱ ـ زون سیلیسی مغزه ای یا پوششی ۱۳
۲ ـ ۴ ـ ۱ ـ زون کوارتز ـ‌ آلونیت و زون آرژیلی ۱۴
۳ ـ ۴ ـ ۱ ـ زون پروپیلیتی ۱۵
۵ ـ ۱ ـ ژنز انباشته های جانشینی آلونیت ۱۵
انباشته ها و معادن آلونیت در ایران ۱۷
۱ ـ ۲ ـ خاستگاه آلونیت در سنگ های ولکانیکی ترسیر ایران ۱۸
۲ ـ ۲ ـ انباشته های آلونیت در ایران ۱۸
۱ ـ ۲ ـ ۲ ـ کانسار حسن آباد ۱۹
زمین شناسی کانسار ۱۹
۲ ـ ۲ ـ ۲ ـ کانسار سیردان ۲۰
زمین شناسی کانسار ۲۰
۳ ـ ۲ ـ ۲ـ کانسار زاجکان ۲۱
۴ ـ ۲ـ ۲ ـ کانسار یوزباشی چای ۲۲
۵ ـ ۲ ـ ۲ـ کانسار زاج کندی ۲۳
۶ ـ ۲ ـ ۲ـ کانسار تا کند ( در استان زنجان ) ۲۳
۷ ـ ۲ ـ ۲ ـ‌ کانسار زایلیک ـ قلندر ۲۴
۸ ـ ۲ ـ ۳ ـ کانسار مشکین شهر ۲۴
۹ ـ ۲ ـ ۲ـ دیگر مناطقی که دگرسانی گرمایی ( هیدروترمال ) تحمل نموده اند ۲۵
روشهای فرآوری کانی آلونیت در آمریکا ۲۶
۱ ـ روش چپل ( Chappel ) 26
2-روش موفت R . MC . MOFFAT 28
3-روش Kalunite ( تأثیر محلولهای اسیدی ) ۲۸
۴ ـ‌ روش Mc Cullough ( تأثیر محلولهای اسیدی) : ۲۹
۵-روش آلومت ( Alumet ) 30
6-روش(۱۹۷۴) D. Stevenes 30
7-روش C.j. Hartman 31
مطالعه روشهای فرآوری آلونیت در شوروی ( سابق ) ۳۳
۱ ـ روش های قلیایی تهیه آلومین از سنگ معدن آلونیت ۳۳
موارد استعمال ۳۳
روش مینرال : ( MINERAL ) 33
تکلیس سنگهای معدنی آلونیت ۳۷
روش احیاء ۳۸
روش( Loest ) 39
پروسه احیای آلونیت در بازیابی آلومینا از آن ۳۹
دیاگرام (فلوشیت) روش LOEST 40
HARTMAN 40
روش برای بازیابی آلومینیوم از آلونیت ۴۰
فلوشیت روش HARTMAN 41
Kaluzhsky 42
روش LOEST 42
فلوشیت روش LOEST 43
رفتار گرمایی ترکیبات سنگ کانی آلونیت همراه با ۴۵
۱ ـ مقدمه ۴۵
۲ ، ۲ ـ دستگاه گرمایی ۴۷
۳ ، ۲ ـ رفتار گرمای آلونیت ۴۷
۳ . نتایج و بحث ها ۴۸
۲ ، ۳ . ارزشیابی XRD 51
4 . خاتمه و نتیجة بحث ۵۲
کاربرد سنگ کانی آلونیت بعنوان یک کمک در انعقاد (‌Coagulant , Flocculant ) 53
1 ـ مقدمه ۵۳
۲ ـ مواد و روشها ۵۵
۳ ـ نتایج تجربی و بحث دربارة آنها ۵۶
۱ ـ ۳ : دمای بهینه شدة کلسینه شدن ۵۶
۳ ـ ۳ : آلونیت کلسینه شده بعنوان یک کمک منعقد کننده ۵۷
مقرون به صرف بودن ۵۸
نتیجه گیری ۵۹
شرایط بهینه برای لیچینگ سنگ کانی کلسینة آلونیت در NaoH قوی ۶۰
روش پیشنهادی مؤلف برای فرآوری آلونیت در ایران ۶۰
نامگذاری ۶۰
مقدمه ۶۱
روش تجربی ۶۲
نتایج و بحث مربوط به آنها ۶۲
نتیجة بحث ۶۶
مشکلات محیط زیستی فرآوری آلونیت و تأثیرات آن بر طبیعت ۶۷
گزارش خلاصه ای از تحقیقات انجام شده بر روی تهیه آلومینا از آلونیت در شرکت ایتوک ۷۰
پروژه تولید آلومینا از آلونیت در ایران ۷۱
۱- مشکل اسیدسولفوریک ۷۱
۲- سولفات پتاسیم ۷۱
۳- مشکل تهیه هیدروکسید پتاسیم ۷۱
چشم انداز تولید آلومینا از آلونیت در ایران ۷۲
اطلاعاتی دربارة آمار فرآوری آلونیت در روسیه و آمریکا ۷۳
تولید در روسیه ۷۳
تولید در آمریکا ۷۳
اولین کارخانه فرآوری آلونیت ۷۴
روشهای ترکیبی اقتصادی فرآوری کانی آلونیت ۷۴
تولید آلومینا از آلونیت در شوروی سابق ۷۵
پروسه تولید آلومینا مطابق شرح زیر است: ۷۵
آلونیت در ایران ۷۷
ذخایر شناخته شده آلونیت در ایران ۷۷
منابع (References) 81
مقدمه:
از قرون و اعصار گذشته بشر در پی دستیابی به امکانات و ابزارهای توسعه تلاشهای فراوانی را در راه کشف مجهولات وتازه‌ها انجام داده است.
بی‌شک  فلز درعصر حاضر به عنوان زیر ساخت توسعه و فناوری همواره مورد توجه بوده و کشورهای پیشرفتة جهان با علم به این نکته سعی فراوانی را در راه کشف وتوسعة‌ ذخایر و منابع فلزی خود انجام داده و هم اکنون نیز علاوه بر استفادة‌ بهینه از ذخایر و منابع خود چشم به بهره‌برداری از مواد و کانی‌های غنی موجود در کرات دیگر و من جمله ماه دارند.
با توجه به این مطلب فلز آلومینیوم نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیاز بشر به تولید واستحصال آن در سالهای آتی بسیار مورد توجه می‌باشد. در حال حاضر در صنعت آلومینیم جهان مهمترین منبع برای تأمین آلومینیوم کانی بوکسیت می‌باشد.
هم‌اکنون مهمترین و بهترین گزینه‌ برای تأمین آلومینیوم بعد از بوکسیت، آلونیت می‌باشد. کانیهای دیگری نیز جهت تولید آلومینیوم مورد توجه قرار دارند که از آن جمله می‌توان به آنورتوزیت – نفلین- رسها و شیل اشاره کرد.
سمیناری که در حال مطالعه می‌فرمایید بحث در مورد روشهای موجود فرآوری کانی آلونیت در گذشته و حال می‌باشد که همراه با بحث در مورد رفتارهای اختصاصی کانی آلونیت در شرایط مختلف شیمیایی و حرارتی و مطالعه دقیق خواص این کانی در محیطهای اسیدی و قلیایی می‌باشد.
همچنین کاربردهای مختلف آلونیت به غیر از تولید آلومینا مانند استفاده به عنوان منعقد کننده ( کواگولان) و ( فلوگولانت) در بحث تصفیه آب (‌Water Treatment ) و داروسازی مورد بحث قرار گرفته است.
بحث در مورد مشکلات محیط زیستی و مشکلات موجود فرآوری این کانی نیز از جمله مطالعات انجام گرفته در این سمینار می‌‌باشد. در پایان لازم می‌دانم از استاد راهنمای درس سمینار جناب آقای دکتر محمدمهدی سالاری‌راد و همچنین کمکها و راهنماییهای استاد درس سمینار جناب آقای مهندس یاوری کمال تشکر را بنمایم.
در آخر امید است با تلاش و کوشش شبانه‌روزی متخصّصین و کارشناسان صنعت و معدن وابستگی عظیم درآمد کشور به نفت به مرور زمان کم شده و ما نیز همچون سایر کشورها در حفظ ذخایر  و منابع ملّی خود برای آیندگان کوشاتر باشیم.
سهند اندرزی گرگری
 
زمین شناسی و پراکندگی آلونیت در ایران و جهان
پیش درآمد :
آلونیت در جهان از قرن پانزدهم تا اواخر قرن حاضر بعنوان منبعی برای زاج و سولفات آلومینیوم مورد استفاده قرار گرفته است . از زمان شناخت و بکارگیری آلونیت در ایران تاریخ دقیقی در دسترس نیست اما تردیدی نیست که سابقه طولانی داشته و چه بسا ایرانیان از پیش از قرن پانزدهم آن را مورد استفاده قرار می دهند از اوایل قرن حاضر از بوکسیت و رس هم تا حدودی برای بدست آوردن زاج و سولفات آلومینیوم استفاده    می شود . آلونیت در طول اولین جنگ جهانی نقشی استراتژیک و حساس در استرالیا و ایالات متحده امریکا در تهیه کود سولفات پتاسیم ایفا کرده است . ( (  Hall et al, 1983 
1 ـ 1 ـ ترکیب شیمیایی و برخی خصوصیات کانی شناسی آلونیت
آلونیت خالص از نظر تئوری با فرمول    دارای که   05/13 ، درصد   37/11 درصد ،   92/36 درصد و   66/38 درصد می باشد آنالیز بعضی از بلورها ممکن است مشابه ترکیب فوق باشد اما آلونیت طبیعی مقداری سدیم دارد که جانشین پتاسیم شده است. و در صورتیکه نسبت اتمی سدیم به پتاسیم معادل یک یا بزرگتر از یک باشد کانی را ناترو آلونیت گویند. چنانچه نسبت اتمی سدیم به پتاسیم بزرگتر از 1:3 می باشد ممکن است به آن آلونیت سدیک گویند اگر چه این نام گاهی به غلط مترادف با ناترو آلونیت در نظر گرفته می شود .
آلونیت از نظر بلورشناسی در سیستم هگزا گونال تبلور یافته و در حالت بلوری به صورت فیبری ولی اغلب در طبیعت به صورت متراکم یافت می شود . سختی کانی خالص آن 5/3 تا 4 درمقیاس موس و وزن مخصوص آن بین 6/2 تا 8/2  متغیر است . رنگ این کانی با توجه به ناخالصی های همراه آن نیز متغیر است چنانکه در رنگهای سفید ، خاکستری ، صورتی ، متمایل به زرد و قهوه ای و حتی بنفش مشاهده      می شود .
 
 
 
2 ـ1 ـ موارد استفاده و پراکندگی آلونیت در جهان
در برخی کشورها آلونیت جهت تولید آلومین   مورد استفاده قرار می گیرد ، چنانکه در آذربایجان شوروی ( سابق ) کارخانه ای با ظرفیت تولید تقریباً 200 تن در روز آلومین برپاست که از آلونیت ، آلومین استخراج می شود ، از آنجا که آلومین منبع با ارزشی برای آلومینیوم است ، آلونیت را می توان کانسار آلومینیوم بشمار آورد . کود از محصولات فرعی آلونیت است در ایران آلونیت از قدیم و بطور سنتی در تولید زاج مصرف می شده است که بکار رنگرزی و تصفیه خانه های آب و نفت می آید .
آلونیت در بسیاری از کشورها وجود دارد البته باید در نظر داشت که انباشته های بزرگ و غنی از آلونیت که برای تاسیس کارخانه تولید آلومین یا کود مناسب باشد ، به طور نسبی ،  کم است .
در دهه اخیر انباشته های بزرگی از آلونیت در برخی از ایالات باختری آمریکا کشف شده که مهمترین آن ها در جنوب باختر یوتا است ، ولی انباشته های آریزونا و کلرادو هم شایان توجه اند ، در نوادا و نیومکزیکو و به احتمال در مکزیک هم پتانسیل یا کانسارهایی از آلونیت با عیار بطور نسبی خوب وجود دارد .
به نظر می رسد بزرگترین و بهترین انباشته های آلونیت از نظر گستردگی و عیار در جمهوری های شوروی ( سابق ) است ، کارخانه تولید آلومین در آذربایجان شوروی از توف های آلونیتی شده اواخر ژوراسیک نزدیک ، زایلیک (Zaglik ) چند کیلومتری شمال باختر داش کسن ( Dashkesan ) تغذیه می شود و مقدار آلونیت سنگ ها حدود 40 درصد می باشد در دیگر جمهوری های شوری ( سابق ) بیش از 80 ذخیره دیگر وجود دارد که این انباشته ها در قزاقستان ، ارمنستان ، ازبکستان ، قرقیزستان ، تاجیکستان ـ پراکنده است .
در قاره آسیا بویژه در چین انباشته خیلی بزرگ از سنگ های واجد آلونیت در ناحیه   پین یانگ فانشن ( pinyang Fanshan ) ، در ژاپن ، جنوب کره ، ترکیه و دیگر کشورها هم گزارش هایی در مورد آلونیت موجود است ولی اقتصادی بودن برخی از آنها هنوز نامشخص است . همچنین ذخایر یا منابع موجود در اسرائیل ( فلسطین اشغالی ) ، مصر ، مراکش ، تانزانیا ، نیجریه ، نیوزیلند ، و سوماترا و فیلیپین مورد بررسی های دقیق قرار نگرفته است . در کشورهای  اروپایی مانند ایتالیا ، اسپانیا ، در جنوب امریکا ، جنوب مکزیک و استرالیا هم انباشته های قابل توجهی از آلونیت موجود است .
3 ـ 1 ـ چگونگی رخداد
آلونیت به صورت عدسی ها و رگچه ها در داخل کانسارهای رگه ای فلزات و نیز در داخل شکاف های سنگ های آذرین قلیائی یافت می شود ولی توده های بسیار بزرگ آن به طور معمول ،‌‌ در داخل توف ها و گدازه ها تشکیل می گردد . در ایران هم از هر دو نوع وجود دارد ولی تنها آن دسته که در اثر آلتراسیون با هر پدیده دیگر در سنگ های ولکانیکی یا توفی بوجود آمده ، از نظر حجم و وسعت شایان توجه است .
انباشته آلونیت نوع جانشینی شباهت کمی با نمونه های موجود در موزه یا توصیف های موجود در متون و نشریه های کانی شناسی دارد . بطور نمونه آلونیت در سنگهای آتشفشانی دانه ریز یا پورفیرهای دانه درشت تر ساب ولکانیک و یا در سنگ های نفوذی کم ژرفا بر اثر آلتراسیون می تواند بوجود آید. سنگ دگرسان شده اساساً از کواتزهای میکرو کریستالین ، آلونیت و مقادیر جزی هماتیت ، روتیل و آناتاز تشکیل شده است ، رسها و کانیهای سیلیسی غالباً از همراهان آلونیت در سنگ های آلتره شده می باشد . حضور فراون همین همراهان در فرایند تولید آلومین   می تواند تولید اشکال نماید .
تشخیص سنگ های آلونیت دار در روی زمین کار ساده ای نیست . سنگ های ولکانیکی دگرسان شده غنی از آلونیت و کائولینیت  ، سریسیت و دیگر کانی های دگرسانی خیلی مشابهند ، اما چون وزن مخصوص آلونیت ( 82/2 ) کمی بیش از وزن مخصوص کوارتز و رسها است ، بطور معمول ، حضور مقدار زیاد آلونیت در یک نمونه سنگ ولکانیک قابل تشخیص است .
آلونیت هایی که بصورت رگه ای هستند معمولاً صورتی رنگند ولی رنگ کلاً معیاری ضعیف در تشخیص سنگ های آلونیتی است . چون آلونیت در رنگهای گوناگون       می تواند باشد . ( بطور معمول ، رنگارنگ یا دارای خطوط رنگینی است و یا به آهن آلوده شده است . رنگ زرد پرتقالی معمولاً نشانه حضور جاروسیت ( سولفات آهن آبدار می باشد ) .
انباشته های مختلف آلونیت اندازه های متغیری دارد چنانکه از نودول ها یا  عدسی های کوچک در حد سانتی متر و تا توده های بزرگ محتوی چندین میلیون تن سنگ دگرسان شده با 30 تا 40 درصد آلونیت در تغییر است . در رگه های درون زا (hypogene ) آلونیت به طور تقریب خالص می تواند یافت گردد . Hall ( 1978 ، 1980 )        انباشته های آلونیت را در سه گروه می گنجاند :
1 ـ آلونیت رگه ای ؛  2 ـ آلونیت گرهکی ؛  3 ـ آلونیت جانشینی ؛
1 ـ 3 ـ 1 ـ آلونیت های رگه ای
آلونیت در رگه ها یا خیلی ریز بلور و یا نهان بلور ( Cryptocrystaline ) است که در این حالت به رنگ سفید و زرد می باشد . چنانکه آلونیت در رگه در چهره بلورهای درشت که گاه طول آن ها به 10 تا 20 میلی متر می رسد پدیدار شود ، صورتی رنگ است ( 1983 ، Hall et al  ) . اگر چه در رگه های با عیار بالا ، به  طور تقریب ، ‌آلونیت جانشینی قابل قبول برای بوکسیت خواهد بود ، اما کل منابع در دسترس و موجود در رگه ها کمتر از آن است که سازندة اساس ماده ای خام در صنعت باشد .
2 ـ 3 ـ 1 ـ آلونیت های گرهکی در سنگ های رسی رسوبی
آلونیت یا ناتروآلونیت گرهکی و لایه ها ور گه های کم ضخامت نامند آن از نظر جغرافیایی بسیار متداول و گسترده اند ( هال ،‌ 1978 ) و در شیل ها ، شیست های میکادار ، یا لایه های رسی یافت می شوند ، به نظر می رسد این آلونیت ها به طور دیاژنتیکی یا برون زایی ( Supergenic ) و در اثر عملکرد آب های زیرزمینی اسیدی غنی از سولفات ، در رسوبات آرژیلی سرشار از میکا یا ایلیتی بوجود آمده اند اکسیداسیون پیریت پراکنده در سنگ های رویی یا سنگ مجاور آن ، اسید لازم را فراهم می سازد ؛ پتاسیم از ایلیت یا میکا (مسکویت) موجود در رسوب میزبان آلونیت است . خلوص گرهک های آلونیتی ممکن است به خلوص آلونیت های رگه ای نزدیک باشد . ولی این رخدادهای رسوبی ، بیشتر ، محدود به لایه های کم ضخامت و ناممتدی است که بطور معمول ، با کائولین مخلوط بوده ، و توده های آن قدر بزرگی را تشکیل      نمی دهد که به عنوان منبع آلومینیوم بهره برداری شوند .
3 ـ 3 ـ 1 ـ آلونیت جانشینی در سنگ های ولکانیکی و سنگ های نفوذی کم عمق
این انباشته ها ابعاد بزرگ و ذخیره های قابل ملاحظه دارند و به طریقه روباز می توانند استخراج شوند . این گروه از انباشته ها بخش عمده منابع آلونیت را در امریکا و سایر نقاط جهان تشکیل می دهند ، و به عنوان منبع اساسی هر طرح صنعتی آلومینیوم با بکارگیری آلونیت در نقش یک مادة‌ خام ، بهره برداری می شوند اگر چه این انباشته ها از نظر عیار در چنان گسترش و حجم بالای ذخیره برخوردارند که می توان به طریقه روباز آن ها را استخراج نمود . در این انباشته ها میزان پتانسیل برای تغذیة یک کارخانه آلومین با مقیاس اقتصادی برای بیست سال یعنی تا زمان مستهلک شدن کارخانه کافی است . (Hall et al, 1983)
4 ـ 1 ـ منطقه بندی انباشته های جانشینی
یکی از مشخصات انباشته های بزرگ آلونیت (آلونیت جانشینی ) حالت منطقه ای
( Zoning ) در آن ها است . زونینگ کانی شناختی مشخصه انباشته های بزرگ آلونیت نوع جانشینی در باختر ایالات متحده امریکا است . منطقه بندی یکسان یا بسیار مشابه نیز در متون زمین شناسی دیگر کشورها هم  گزارش شده است .
به طور کلی چهار زون اصلی شناسایی شده است . مغزه یا پوشش سیلیسی ، کوارتز آلونیت ، آرژیلی ، پروپیلتی .
مغزه یا پوشش سیلیسی ( زون 1 ) مرکزی و برجسته و مترفع است ، و زون کوارتز آلونیت ( زون 2 ) ، زون آرژیلی ( زون 3 ) و سرانجام زون پروپیلیتی ( زون 4 ) در بیرون و به سمت پائین جانشین آن می شود . ممکن است در سطح زمین این چهار زون در جنب یا پهلوی یکدیگر باشند ، همچنین به طور عمودی ، اگر چه عموماً برای آشکارشدگی ارتباط منطقه ای در ژرفا ، حفاری عمیق ضروری است .
شرحی که در ادامه خواهد آمد حالتی ایده آل را به نمایش می گذارد و به ندرت در طبیعت رخ می دهد . بیشتر انباشته های طبیعی نامنظم و ناهمگن اند و انکلاوهای یک مجموعه منطقه بندی با دیگری احاطه می شود . دگرسانی ها ممکن است در هم داخل شود چنانکه یک زون یا چندین زون خیلی باریک و کم ضخامت می شود و در هنگام بررسی و مشاهده سطحی و اتفاقی ، آشکار نمی شود فزون بر آن مرزهای منطقه ای باریک و ظریف اند، نقشه برداری واقعی آن ها دشوار است و براساس اندازه گیری های پراش اشعه X پودر آن ها نقشه بطور دلخواه رسم می شود . ویژگی های هر یک از چهار زون نامبرده در ادامه اشاره خواهد شد .
1 ـ 4  ـ 1 ـ زون سیلیسی مغزه ای یا پوششی
در این زون سنگ به شدت سیلیسی شده و ممکن است شبیه چرت یا اپالیت باشد ،‌ و اگر در نزدیکی سطح یا سطح زمین یافت شود ممکن است متخلخل مانند سینتر سیلیسی باشد به طور معمول ، گوگرد طبیعی در خلل و فرج ها یا حفره ها پدیدار است . به طور تیپیک ، کواتز فاز سیلیسی غالب است . ولی کریستوبالیت هم نامتداول نیست ، و سیلیس بی شکل و تریدیمیت در شماری از مناطق تشخیص داده شده است . زون سیلیسی را نشانگر مجرا یا منفذ اصلی برای ، مرحله نهایی دگرسانی می دانند ، که در اثر سیالات گرمابی  ( hydrothermal fluids ) بشدت اسیدی و گازهایی که منشاء آتشفشانی دارند ، قلیاها ، عناصر قلیایی ، آلومینا ، و دیگر عناصر از سنگ های ولکانیک شسته و پس مانده سیلیسی از آنها بر جای می ماند ، مقداری از سیلیس هم از زون زیرین دگرسانی آلونیتی به آن اضافه می شود و ممکن است سیلیس سنگ 90 درصد یا بیشتر باشد .
2 ـ 4 ـ 1 ـ زون کوارتز ـ‌ آلونیت و زون آرژیلی
زون سیلیسی به طرف بالا به یک زون سنگ به شدت دگرسان شده تغییر می یابد که عمدتاً متشکل از کوارتز میکرو کیستالین و آلونیت است ،‌‌ این سازندگان زون ، کانه انباشته اقتصادی آلونیت است . مقدار آلونیت ممکن است 30% یا بیشتر باشد دیگر کانی ها به طور معمول ، در مقادیر کم یافت می شود و شامل هماتیت ، روتیل و آناتاز است . کائولینیت ( یا پلی مورف آن، دیکیت ) و سایر کانی های فیلوسیلیکاتی به علاوه کریستوبالیت اپالی متداول است . ولی چنانچه این کانی های سیلیسی بیش از مقادیر خیلی ناچیز باشد و در آن صورت اثراتی زیانبار بر کیفیت کانسار خواهد داشت . ممکن است در این زون پیریت ، به ویژه در ژرفا یافت شود .
جاروسیت ، سولفات آهن دار، مانند آلونیت ، ممکن است به صورت تشکیل دهندة درون زا یا برون زا ، موجود باشد . کانی های زاج به صورت شوره زنی های ( efflorescences ) فرعی هوازدگی پدیدار می شوند ، ولی در ژرفاها به ندرت یافت می شوند .
مقادیری محسوس کانی های رسی کائولنی ( بنابراین آرژیلی ) ، به طور معمول ، کائولینیت ، ولی بعضی مواقع دیکیت دارند ، هالوسیت در نواحی آلونیت دار ایتالیا به هر دو صورت ئیدارته و غیر ئیدراته متداول است (1979,Lombardia and Mattias ) ؛ اگر چه ، به نظر نمی رسد در انباشته های باختر امریکا هالوسیت به متداولی کائولینیت باشد. کواتز ریز بلور باز هم غالب است . ممکن است  آلونیت از نظر اندازه به طور تقریب ، برابر کائولین باشد مواد در زون آرژیلی به دلیل حضور رس ها و دیگر کانی های    ورقه ای زیانبار ، مرغوب نیست . کانی ها به غیر از گروه کائولن که در زون آرژیلی هم تشکیل می شود شامل سریست ، دیاسپر ، پیروفیلیت و به طور نادر تر ، زونیت  (Zunyite) است . هماتیت و روتیل یا اناستاز در همه جای این زون مانند تمام زون های دیگر ، یافت می شود . به طور معمول جاروسیت با آلونیت همراه شده ولی ممکن است بیشتر سوپرژن (برون زا) باشد تا هیپوژن (درون زا) جاروسیت با کانی های اکسید آهن نه رنگ های متمایل به زرد و قرمز به سنگ های دگرسان شده می دهد .
 


   

تحقیق نجوم جغرافیای ریاضی


عنوان :

تحقیق نجوم جغرافیای ریاضی


این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست مطالب
عطارد ( تیر)
کهکشان
رده بندی کهکشانها
کهکشان امراه المسلسله ( آندرومدا)
گروه محلی
ابرهای ماژولانی
ساختار کهکشانها
ابرهای ماژولانی
رده بندی مجدد
مشخصات کهکشان راه شیری
موقعیت خورشید در کهکشان راه شیری
زمین در فضا
سیارات و سایر اعضای منظومه شمسی
ویژگیهای عمومی منظومه شمسی
خانواده منظومه شمسی
سیارات خاکی
دهانه بزرگ بر روی عطارد
سیارات غول
سیارات دور منظومه شمسی
سایر اعضای منظومه شمسی
تعدادی از اقمار غول پیکر و مقایسه آنها با عطارد
سنگهای آسمانی آهنی یا سیدریتها
سنگهای آسمانی آهنی- صخره ای یا سیدرولیتها
شهابواره ها Meteoroid
گیسو Coma
قسمت جامد
دنباله دارها
اقمار سیارات
پلوتو
نپتون
اورانوس
زحل
مشتری
حیات درمریخ
اقمار مریخ
صحراها و تپه های شنی
کانیون
مریخ، سیاره سرخ
زهره ( ونوس)
 
 
درس جغرافیای ریاضی یکی در دروس اصلی رشتة جغرافیا می باشد و موضوع آن نیز بررسی شکل هندسی زمین  و به ویژه حرکات آن درفضا می باشد، مطالعه وضعیت اجرام آسمانی ازقبیل سیارات، ستارگان، سحابیها و کهکشانها را نیز در بر می گیرد. با فراگیری این دانش می توان دید وسیعی نسبت به جهان آفرینش از نظر جغرافیا را به دست آورد.
امروزه بشر  با بهره جویی از کاوشهای فضای و انتفاع از کشفیات علمی بسیار، توانسته است گام کوچکی در پهنة اقیانوس بی کران جهان بردارد تا شاید بتواند به بخش مختصری از مجهولات فراوان خویش و موجودات حیرت انگیز جهان آفرینش نایل شود، به همین منظور درصد برآمد با کمک جغرافیا با آسمانها و مواد آن آشنا و به وسیلة این آشنایی و علاقه با توجه به اهمیت ویژه ای که برای آن قایل است تا حدی به پیشرفتهای علمی دست یابد.
هنگامی که بشر برای اولین بار آسمان بالای سر خود را مورد نظر قرار داد، دیدرس او فقط به آسمان بالای سرش محدود می شد. بعدها، او توانست وسایل علمی خاص را اختراع کند و به کمک آنها قادر به جستجو و مطالعه درفضای دورتر شود. در زمانهای اخیر اتفاقات جدید و هیجان انگیزی رخ داده است. بشر قادر به مسافرت و جستجو در فضا گشت و به همین علت هم اطلاعات او از جهان اطرافش به ناگهان افزایش یافت. بشر اولیه متوجه شد که بسیاری از اجرام روشن موجود در آسمان، به آهستگی در میان ستارگان حرکت می‌‌کنند. پس از طی قرون بسیار، او تشخیص داد که زمین و بعضی از اجرام، در اطراف خورشید گردش می کنند. این اجرام فضایی متحرک، سیارات نامیده شده اند و همة آنها را همراه با خورشید، منظومة شمسی نامگذاری کرده اند. اگر چه کشف این سیستم اهمیت زیادی داشت، ولی واقعة با اهمیت تر در قرن هفدهم میلادی رخ داد. گالیله دانشمند ایتالیایی تلسکوپی را بنا کرد که با کمک آن توانست عظمت و شگفتیهای کیهان را در اطراف سیستم خورشیدی مورد بررسی قرار دهد. او کهکشان راه شیری را مطالعه کرد و با کشف بزرگ خود نشان داد که این راه، مرکب از میلیاردها ستاره بسیار دور و کمرنگ می باشد. به کمک تلسکوپهای بسیار قوی و سایر وسایل علمی ( مانند نورسنج، طیف نگار و..) تاکنون بسیاری از اسرار این کهکشان کشف شده است.
با توجه به موارد فوق می توان دریافت که علم نجوم در مسیر تحول خود به کشف بسیاری از قوانین حاکم بر اجرام سماوی نایل آمده است، ولی باید گفت که کار تحقیق و پژوهش در این باره هرگز پایان پذیر نیست، زیرا با پیشرفت تکنولوژی، در هر زمان به اسرار تازه ای از جهان آفرینش دست می یابیم. به هر صورت، نقش و اهمیت نجوم در زندگی بشر انکار ناپذیر است و موارد کاربرد آن را میتوان در جهت یابی، هوانوردی، دریانوردی و مطالعات جغرافیایی، تهیه نقشه های مختلف جغرافیایی و نقشه برداری از زمین، پیش بینی جذر و مد، طوفان و توفند، توده های هوایی، انواع جبهه ها، اتمسفر و ترکیب آن، فرایند های انتقال انرژی گرمایی، کیفیت پدیده های مربوط به تابش، تهیة تقویمهای مختلف و بررسی نیروی گرانش به کمک محاسبات نجومی، نام برد.
درحال حاضر علم نجوم را به پنج بخش کاملاً مجزا تقسیم می کنند که هر بخش تخصص مخصوص به خود را می طلبد. این پنج بخش عبارتند از:
1-هیأت و نجوم Astronmy: در این مبحث تنها مسائل مربوط به حرکت و جابجایی اجرام سماوی و اثران ناشی از این حرکات مورد مطالعه قرار می گیرد و بیشترین مباحث درس جغرافیای ریاضی به این قسمت از دانش نجوم مربوط می شود.
2-اختر فیزیک Astrophysics:  در این بخش، ساختار، خواص فیزیکی، ترکیب شیمیایی و تحولات درونی ستارگان مورد بحث قرار می گیرد. در دانش اختر فیزیک دربارة حرکات ظاهری و حقیقی ستارگان و تعیین مواضع آنها نیز بحث می شود.
3-  طالع بینی Astrology : در این قسمت، به کمک حرکت و مواضع اجرام سماوی، حوادث آسمانی پیشگویی می شود. البته آن دسته از پیشگویی های که منطبق بر قوانین علمی است ( مانند رخداد خسوف و کسوف) مورد تأیید است و آن پیشگویی های که پایة علمی ندارد و بیشتر جنبة فال گیری دارد، در این بخش مورد مطالعه قرار نمی گیرد.
4- کیهانشناسی Cosmology : این مقوله، قوانین عمومی تکامل طبیعی و مادی جهان و ساختار آن را بررسی می کند. به عبارت دیگر، جهان هستی را از دید کلی در نظر می گیرد و به مطالعة آن میپردازد. بررسی وضع کهکشانها، نواختران و به ویژه مسئلة انبساط جهان از مباحث این قسمت از دانش نجوم می باشد.
5- کیهان زایی Cosmogong : این بخش از دانش نجوم دربارة چگونگی پیدایش و منشأ کیهان بحث می کند. مسائل مربوط به پیدایش، تحول و تکوین عالم هستی در قلمرو مطالعات کیهان زایی است.
اکنون با توجه به تقسیم بندیهای ذکر شده در این قسمت، ملاحظه می شود که دانش جغرافیای ریاضی ( زمین در فضا) در قسمت اول این تقسیم بندی یعنی در هیأت و نجوم قرار می گیرد. در این دانش تنها به مسائلی پرداخته می شود که مربوط به حرکات اجرام سماوی ( به خصوص سیاره زمین) و آثار ناشی از این حرکات می باشد. مثلاً وقتی صحبت از دو رویداد آسمانی خسوف و کسوف می شود، این مطلب مستقیماً به جابه جایی و حرکتهای سه جرم ارتباط و همبستگی بسیار نزدیک جغرافیای ریاضی و نجوم آشکار می گردد. از این رو نتیجه می گیریم که در س جغرافیای ریاضی قسمتی از دانش هیأت است که خوشبختانه پایه گزاران آن دانشمندان ایرانی مثل ابوریحان بیرونی، عبدالرحمن صوفی، خواجه نصرالدین طوسی و …بوده اند. اگر چه در عصر حاضر پیشرفتهای سریع و قابل ملاحظه ای در این علم به خاطر توسعه تکنولوژی و ساخت وسایل مدرن رصد اجرام سماوی، صورت گرفته است، ولی به اعتقاد همة دانشمندان غربی تمام کشفیات و پیشرفتهای دانش هیأت جدید بر پایة هیأت قدیم بنا نهاده شده است.
1-2- تعریف کیهان
کیهان را می توان ترکیبی از ستارگان، سحابیها، سیارات، ستارگان دنباله دار و اجرام آسمانی دیگر تعریف کرد. به تصور ما این اجزاء جمع شده اند تا نقش کیهان را رقم بزنند. سیارات، سیارکها، اقمار، ستارگان دنباله دار، شهابسنگها به دور ستاره منفردی می گردند و ما آن را خورشید می نامیم. این مجموعة عظیم همه با هم منظومة شمسی را تشکیل می دهند. خورشید و بیلیونها ستاره دیگر اجتماعی از ستارگان را پدید می آورند که کهشکان خودی یا راه شیری نامیده می شود. جهان، بسیاری از این کهکشانها یا اجتماعات ستاره ای را شامل می شود.
1-2-1- کهکشان
کهکشان عبارت است از تعداد زیادی ستاره و فضای بین ستاره ای ( اغلب گاز و گرد و غبار) که تحت نیروی گرانش متقابل یکدیگر نگه داشته شده اند.ستارگان واقعی یک کهکشان در گستره ای وسیع به تعداد تقریبی صد میلیون تغییر می کند. به عبارت دیگر، خورشید و همسایگانش به انضمام مقدار زیادی از مادة میان ستاره ای و سحابیها، توسط نیروی گرانش، در یک خوشة بسیار بزرگ موسوم به کهکشان به یکدیگر پیوند خورده اند. اکثر ستارگان جهان درون چنین خوشه هایی جای گرفته اند.
منظومة شمسی ما جزء کهکشانی به نام راه شیری است که در شبهای صاف به صورت ابری کشیده و بسیار رقیق دیده می شود. این کهکشان به شکل عدسی محدب بزرگی است که ضخامت آن 10000 سال نوری و قطرش 100000سال نوری است. در کهکشان خودی متجاوز از 5میلیون منظومه و 10 میلیون ستاره وجود دارد. میلیونها منظومة شمسی تابع کهکشان راه شیری با سرعتهای متفاوتی به دور مرکز کهکشان می گردند. منظومة شمسی ما با مرکز کهکشان حدود 30000سال نوری فاصله دارد که با سرعت 250کیلومتر بر ثانیه در هر 250 میلیون سال یک بار حول محور کهکشان راه شیری می گردد. جرم کل کهکشان راه شیری 10 مرتبه بیشر از جرم خورشید است ( شکل 1-1)
1-2-2- رده بندی کهکشانها
مهمترین کهکشانهای نزدیک به ما عبارت اند از:
الف – کهکشان امراه المسلسله  ( آندرومدا)
این کهکشان که به نام31 M و یا 224 NGC معروف است. نزدیکترین کهکشان به کهکشان راه شیری بوده و از نظر اندازه و شکل با آن قابل مقایسه است. فاصله این کهکشان از کهکشان خودی حدود 2 میلیون سال نوری است و به صورت یک قرص مارپیچ متشکل در حدود 100 بیلیون ستاره، گاز و گرد و غبار می باشد. امراه المسلسمه ( زن زنجیر به پای) تنها کهکشان بزرگی است که با چشم غیر مسلح قابل رؤیت است و درخشندگی آن 100 بیلیون برابر خورشید است.
ب- گروه محلی
اخترشناسان تقریباً به 20 کهکشان کوتوله مشهور به « ابرهای ماژولانی» که 3 میلیون سال نوری از ما فاصله دارند، گروه محلی نام داده اند. در این گروه، کهکشانهای راه شیری، امراالمسلسله و 33M دارای شکل مارپیچ هستند.
ج- ابرهای ماژولانی
در ماوراء قلمرو راه شیری، ابرواره های کم نوری مشاهده می شوند. درگذشته تصور بر این بود که این ابرواره ها به مجموعه کهکشانی راه شیری تعلق دارند؛ ولی با توسعه تکنولوژی فضایی، مشخص شد که آنها مجموعه ای از ستارگانند که فاصلة زیادی با ما دارند و از نظر حجم با کهکشان خودی قابل مقایسه میباشند. تماشایی ترین این کهکشانها، ابرهای ماژولان بزرگ و کوچک می باشند. این دو کهکشان در نزدیکی قطب جنوب و در صورت فلکی ماهی طلایی و توکان قرار دارند و با چشم غیر مسلح به وضوح قابل رؤیتند و فاصله آنها از ما حدود 150000سال نوری است( شکل 1-2)
1-2-3- ساختار کهکشانها
درسال 1224/1845 م لرد راس، منجم ایرلندی با رصد کهکشان 51M برای نخستین بار به ساختار مارپیچی آن پی برد. پس از آن منجمان دریافتند که 3/1 تمام کهکشانهای رصد شده مارپیچی اند. بقیه عمدتاً کهکشانهای بیضوی هستند و تعدادی هم کهکشانهای بی نظم.
کهکشانهای مارپیچی و بیضوی، علاوه بر تفلاوت ظاهریشان، تفاوتهای اساسی دیگری با هم دارند، در کهکشانهای بیضوی گاز و غبار یا وجد ندارد و یا بسیار اندک است. همچنین، این کهکشانها عمدتاً از ستاره های پیر تشکیل شده اند. از این دو عامل به راحتی میتوان نتیجه گرفت که کهکشانهای بیضوی پیرند و گاز و غبارشان مدتها پیش به صورت ستاره در آمده اند، و
شکل 1-2. ابرهای ماژولانی
موادی برای تکوین ستاره های جدید در آنها وجود ندارد. برعکس در کهکشانهای مارپیچی مقادیر زیادی گاز و غبار وجود دارد. بررسی کهکشان راه شیری و برخی از کهکشانهای مارپیچی نزدیک نشان می دهد که هنوز در آنها ستاره های جدیدی متولد می شوند.
در کهکشانهای مارپیچی سه بخش اصلی را می توان تشخیص داد. برآمدگی مرکزی، که مثل یک کهکشان بیضوی کوچک است، صفحه ای مسطح و گرد، که بازوها در آن قرار دارند و قرص یا صفحه کهکشان هم نامیده می شود، و هاله ای تقریباً کروی که کل کهکشان را در برگرفته است. اندازة برآمدگی مرکزی چند هزار سال نوری است. این قسمت را عمدتاً ستاره های پیر و کم جرم سرخ آشغال کرده اند. هستة کهکشان در همین قسمت مرکزی قرار دارد. بررسیهای اخیر تلسکوپ هابل، منجمان را متقاعد کرده است که در هستة بعضی از این کهکشانها ممکن است سیاهچاله ای پرجرم وجود داشته باشد.
هاله کهکشان، دور تا دور قرص کهکشان را فرا گرفته است. تعداد ستاره هایی که درهاله وجود دارند زیاد نیست، ولی عمدتاً از نوع ستاره های پیر هستند و بیشترشان عضو خوشه های کروی می باشند. صفحة کهکشان جایی است که بازوهای مارپیچی در آن قرار دارند. در واقع، عمده ستاره های یک کهکشان در همین صفحه قرار دارد. پهنای صفحه یک کهکشان نوعی، در حدود 100000سال نوری و ضخامتش در حدود 3000 سال نوری است. کهکشان راه شیری که به صورت نوار مه آلود در آسمان شب دیده می شود، در واقع منظرة صفحة کهکشان ما و بازوهای مارپیچی آن است.
در صفحة کهکشان، علاوه بر بازوها ( که عمدتاً از ستاره تشکیل شده اند)، مقادیر زیادی گاز و غبار وجود دارد. بیشتر این گاز هیدروژن است که در حدود 5 تا 40 درصد جرم مرئی کهکشان مارپیچی را تشکیل میدهد. از این گاز و غبار است که ستاره های جدید متولد می شوند. در واقع، بازوهای کهکشان مارپیچی مانند زایشگاهی هستند که ستاره های نوزاد  و جوان در آن به مقدار زیاد دیده می شوند( شکل 1-3)
1-2-4- رده بندی مجدد
در سالهای دهه 689/1300 م ، ادوین هابل کهکشانها را از روی شکل ظاهریشان به دو گروه مارپیچی (S)  و بیضوی (E) تقسیم کرد. در کهکشانهای مارپیچی، میزان پیچ خوردگی بازوها، زیر رده هایی تعریف می شوند، کهکشانهای Sa هستة بزرگی دارند و بازوها کاملاً به دور هسته پیچ خورده اند. Sb بازوهای گشادتری دارد. علاوه بر اینها ردة دیگری از کهکشانهای مارپیچی وجود دارد که از هستة آنها ساختاری میله مانند سربرکشیده است و بازوها از دو سر این میله بیرون آمده اند. این کهکشانهای مارپیچی میله ای را با نماد SB نشان می دهند و دوباره برای مشخص کردن اندازة برآمدگی میله ها از حروف کوچک c,b, a و … استفاده می کنند. مثلاً Sba یعنی کهکشانی که هستة میله ای بزرگی دارد که طول میله بیش از 3/1 طول قرص کهکشان است. در SBb میله کوچکتر است و …(
 1-3. مشخصات کهکشان راه شیری
ما در درون یکی از زیباترین اجرام عالم که کهکشان راه شیری است، زندگی می کنیم ستاره های متنوع آن- قرمز، آبی، بزرگ، کوچک، پیر و جوان- در سرتاسر آسمان پخش شده اند.
تمام این ستاره ها متعلق به یک کهکشان غول پیکرند که بزرگتر، درخشانتر و بسیار پرجرمتر از اکثر کهکشانهایی است که در عالم می بینیم. کهکشان ما آنقدر پرجرم است که ده کهکشان دیگر برگرد آن می گردند، درست مثل قمرهایی که به دور سیاره ای در حال گردشند. تقریباً همه آنچه با چشم غیر مسلح در آسمان می بینیم از آن کهکشان راه شیری است.
چون ما در درون کهکشان راه شیری زندگی می کنیم، نمی دانیم که کهکشانمان چه شکل و شمایلی دارد. ما ظاهر کهکشانهای دیگر، مثلاً 51M، را بسیار بهتر از کهکشان خودمان می شناسیم. همین طور، ساکنان کهکشان 51M، نیز ظاهر کهکشان ما را بهتر از ما می شناسند و خودشان نمی دانند که در چه کهکشان زیبایی زندگی می کنند. در نتیجه حتی پایه ای ترین حقایق دربارة کهکشان خودمان توأم با نایقینی است. مثلاً،‌ اندازه کهکشانمان را در نظر می گیریم. نورانی ترین بخش راه شیری شبیه قرص مدوری است که قطرش به حدود 65000 سال نوری می رسد. اما،‌ همین رقم ممکن است تا 10000سال نوری کم و زیاد باشد. فاصلة خورشید از مرکز کهکشان هم همینطور است. بهترین برآوردها،‌خورشید را بین 26000 و 28000 سال نوری از مرکز کهکشان قرار می دهد، ولی نایقینی آنقدر زیاد است که عدد واقعی ممکن است بین 21000 تا 32000سال نوری باشد.
قرص کهکشان را کره پهناور پخی از ستاره های پیر احاطه کرده است و آن را هاله کهکشان می نامیم. کسی نمی داند که هاله به چه بزرگی است. قطعاً هاله تا فواصل زیادی از قرص کهکشان گسترده شده و حداقل تا 100000 سال نوری از مرکز کهکشان امداد دارد. حتی ممکن است تا دور دستها، مثلاً تا 300000 سال نوری از مرکز گسترش یافته باشد. قسمت اعظم جرم کهکشان در هاله آن است، اما نوری از این هاله بر نمی آید.
در کتابهای متعارف تعداد ستاره های کهکشان راه شیری را 100 میلیارد ستاره می نویسند که قطعاً بسیار کم است. به احتمال، دست کم 200 تا 300 میلیارد ستاره فقط در قرص کهکشان وجود دارد. این در حالی است که ستاره های هاله را به حساب نیاورده ایم که در مجموع کهکشان ما بیش از یک تریلیون ستاره دارد.
وجه تسمیه راه شیری یا راه کاهشکان از آن است که ظاهر آن مانند نوار سفید کم نوری دیده می شود که در پهنة آسمان کشیده شده است. راه شیری را در تابستان و زمستان بهتر می توان دید. اما متأسفانه، راه شیری همانقدر که زیباست، مستور هم هست؛ هیچ سازگاری با آلودگی نوری ندارد و تنها در شبهایی دیده می شود که آسمان صاف، تاریک و بدون مهتاب باشد
ستاره های جوان در بازوهای مارپیچی کهکشانها به دنیا می آیند.
برای همین است که بازوهای مارپیچی، به خاطر داشتن تعداد زیادی ستاره پرنور و پرجرم، درخشانتر دیده می شوند. در بازوها ستاره های کم جرم و کم نور هم فراوانند، ولی ما آنها را نمی بینیم. در واقع، در نواحی تاریک بین بازوها تقریباً به همان اندازه ستاره وجود دارد که در خود بازوها، اما چون بازوهای مارپیچی صاحب تمام ستاره های جوان و پرنورند، آنچه که در یک کهکشان مارپیچی بارزتر دیده می شود همان بازوهاست. در واقع، این ساختار مارپیچی کهکشان است که منظره آسمان شب را تعیین می کند.
1-4. موقعیت خورشید در کهکشان راه شیری
خورشید مانند همة ستاره های کهکشان حرکت می کند. ستارة مرکزی منظومة شمسی به دور مرکز کهکشان در حال گردش است، همانطور که زمین به دور خورشید می گردد.
خورشید در جهت حرکت عقربه های ساعت، در هر 230 میلیون سلا یک بار به دور کهکشان می گردد. این عدد هم زیاد دقیق نیست چون فاصلة خورشید از مرکز کهکشان به دقت معلوم نیست. سرعت گردش آن را هم دقیق نمی دانیم، با وجود این، قطعاً می توان گفت که خورشید 6/4 میلیارد سالة ما تاکنون 20 بار به دور مرکز کهکشان گشته است.
در هر بار گردش خورشید، فاصلة آن از مرکز کهکشان به اندازة 3000 سال نوری تغییر می کند. اگر فرض کنیم که فاصلة خورشید از مرکز کهکشان 27000سال نوری باشد، بیشترین فاصلة آن به 30000 سال نوری می رسد که به این نقطه اوج کهکشانی می گویند.
توزیع جرم در منظومة شمسی متفاوت با توزیع جرم در کهکشان است. این جرم است که شدت گرانش و در نتیجه نحوة حرکت مداری را تعیین می کند. تقریباً تمام جرم منظومة شمسی در خورشید متمرکز شده است. در نتیجه، حرکت مداری را تعیین می کند تقریباً تمام جرم منظومة شمسی در خورشید متمرکز شده است. در نتیجه، حرکت مداری و حرکت رو به بیرون یا رو به درون سیارات با هم برابر است. علاوه بر این، ستاره های کهکشان در صفحه ای مستدیر حرکت نمی کند، بلکه نسبت به صفحة کهکشان بالا و پایین می روند.
خورشید در اواسط صفحة کهکشان قرار دارد، ولی هر سال در حدود 230 میلیون کیلومتر (بة اندازة فاصلة خورشید و مریخ) بالاتر می رود. 15 میلیون سال بعد، خورشید 200 تا 250 میلیون سال نوری بالاتر از صفحة کهکشان خواهد بود. بعد از آن حرکت رو به پایین خورشید شروع  خواهد شد. 15 میلیون سال بعدتر، خورشید مجدداً صفحة کهکشان را قطع خواهد کرد و رو به پایین خواهد رفت. 15 میلیون سال بعد از آن فاصلة خورشید از صفحة کهکشان بین 200 تا 250 میلیون سال نوری خواهد بود و .. بنابراین، دورة این حرکت بالا- پایین در حدود 60 میلیون سال نوری است.
 

دانلود کامل تحقیق نجوم جغرافیای ریاضی

مقاله شهر ماسوله زیستگاه تاریخی


این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست مطالب
مقدمه ۴
مسافرت به ماسوله ۶
۱- معیارهای طبیعی ۷
۱-۱ مختصات جغرافیایی ۷
۲- خصوصیات اقلیمی ۸
خصوصیات آب و هوا در ماه های مختلف سال: ۹
۳-۱ چشمه ها و رودخانه ها ۱۶
۴-۱ طبیعت و پوشش گیاهی ۱۷
۵-۱ جانوران ۱۷
۶-۱ زمین شناسی و وضعیت خاک ۱۷
عوامل مخل تخریب بافت تاریخی ماسوله ۱۸
۱- عوامل طبیعی ۱۸
۲- عوامل انسانی ۱۹
۲- پیشینه تاریخی ۱۹
۳- جمعیت و اقتصاد ۲۱
۴- ارزش های کالبدی ۲۲
۱-۴ ویژگی های شهری ۲۲
۲-۴ ویژگی های معماری ۲۴
۳-۴ ویژگی های هنرهای مرتبط ۳۶
 
 
مقدمه
هرجا که تنوع طبیعی و انسانی، تحت سیطره زمان و تاریخ- در هم می آمیزد. نوعی از الگوهای زیستی شکل می گیرد، که به نوبه خود می تواند استثنایی و منحصر به فرد باشد.
ماسوله، نمونه بارزی از این نوع زیستگاه تاریخی بشر است، که به عنوان یک اثر ملی در سال 1354 شمسی به شماره 1090 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. این شهر تاریخی، در طول عمر هزار ساله خود، در هماهنگی خارق العاده میان انسان و طبیعت، نمونه بارزی به شمار می آید.
این شهر تاریخی در وسعتی معادل 6/1 هکتار و در چهار محله ی خانه بر، کشه سر، اسد محله و مسجد بر شکل گرفته است. دارای بازاری در چهار طبقه می باشد که هر چهار محله به طور مستقل به بافت بازار شهر ارتباط بی واسطه دارند. در حال حاضر در ماسوله بیش از 350 واحد مسکونی وجود دارد که در گذشته (حدود صد سال پیش)، این تعداد به 600 واحد بالغ می گردیده است. وجود بیش از 120 واحد تجاری در محدوده بازار آن، بیش از 6 کاروان سرا، دو حمام قدیمی، بیش از 33 چشمه عمومی، ده مسجد و پنج امامزاده حاکی از رونق و شکوفایی این شهر در دوره های متأخر می باشد. جمعیت ماسوله طی 60 سال گذشته از حدود 3500 نفر به 900 نفر کاهش یافته است، این امر نشانه سیر نزولی تاریخ این شهر کهن است.
انسان هایی که در یک زندگی کاملاً سازگار با طبیعت، این زیستگاه و این کالبد شهری و معماری خارق العاده را خلق کردند، اگر می دانستند آیندگانشان این گونه با دست آوردهایشان رفتار می کنند، بی شک، به سادگی آنها را به آیندگان نمی سپردند.
در دهه های اخیر و به دلایل گوناگون هویت تاریخی فرهنگی و زیست محیطی این مجموعه نادر مخدوش شده است و وضعیت فعلی این بافت باارزش در شأن شهرت قبله نمی باشد.
با این همه شهرت و محبوبیت ماسوله در میان پنج شهر- روستای شگفت انگیز (ابیانه، کندوان، میمند و سرسید آقا) زبان زد خاص و عام است. شاید سالیانه چند هزار نفر مسافر از این شهر تاریخی و مناظر تاریخی و طبیعی آن دیدن می کنند. این تعداد مسافر بیشتر در سه ماهه تابستان از این شهر بازدید می کنند، چرا که هوای آن در این فصل معتدل و مرطوب است. گرچه که زیبایی های آن در سه فصل دیگر سال چه بسا بیش از تابستان است.
تمامی مسافرانی که علاقمند به استفاده از مناظر طبیعی هستند در سه فصل بهار، پاییز و زمستان می توانند شاهد مناظری بدیع از طبیعت باشند. آنان که جویای فضایی آرام، ساکت و خلوت هستند نیز در این سه فصل ماسوله را بسیار مناسب خواهند یافت.
مسافرت به ماسوله
شهر تاریخی ماسوله همه ساله پذیرای مسافرانی از شهرهای دور و نزدیک و از خارج از کشور است که به این شهر می آیند. بیشترین مسافران طی سه ماهه تابستان به این شهر سفر می کنند.آن دسته از مسافران ایرانی که از شهرهای دور می آیند معمولاً جهت بازدید از بافت معماری و تاریخی شهر اقدام به سفر می کنند. اما بسیاری از مسافران شهرهای نزدیک برای استفاده از آب و هوا و طبیعت مطبوع ماسوله به این شهر می آیند. تمام مسافران غیرایرانی فقط برای بازدید از معماری و شهرسازی تاریخی ماسوله اقدام به سفر می کنند. در این میان دسته های کوچک و بزرگ طبیعت دوستان را نیز باید نام برد که معمولاً از شهرهای نزدیک و در گروه های 5 تا 200 نفره و به عنوان کوهنوردی و کوه پیمایی به این شهر می آیند.
در هر صورت جاذبه های تاریخی، معماری و طبیعی ماسوله به گونه ای است که هر نوع مسافر با هر نوع سلیقه ای را به سمت خود جذب می کند. حتی زمستان پربرف این شهر نیز جاذب دسته ای از میهمانان است.
وجود امکانات رفاهی قابل ملاحظه، راه ارتباطی مناسب و محل های اقامتی محلی و سنتی از امتیازاتی هستند که توان پذیرایی مردم این شهر را از مسافران افزایش می دهند.
دیدن ماسوله و معماری آن به عنوان یک شهر تاریخی و استفاده از مناظر طبیعی و ساختمانی زیبای آن طی حداقل یک شبانه روز اقامت در خانه های سنتی مردم میهمان نواز آن یادگاری بی نظیر برای هر مسافری خواهد بود.
1- معیارهای طبیعی
1-1 مختصات جغرافیایی
شهر تاریخی ماسوله در غربی ترین قسمت استان گیلان و در منتهی الیه منطقه مرطوب خزری و در فاصله 60 کیلومتری غرب شهرستان رشت (مرکز استان)، 35 کیلومتری غرب شهرستان فومن و در منتهی الیه غرب رشته کوه های البرز (کوه های تالش) با ارتفاع 3050 متر و در عرض جغرافیایی 370913 شمالی و طول جغرافیایی 485914 شرقی قرار گرفته است. وسعت آن حدوداً 16 هکتار بوده، در ارتفاع 1050 متر از سطح دریای آزاد قرار گرفته و بین بالاترین و پایین ترین نقطه ی آن بیش از 120 متر اختلاف ارتفاع وجود دارد. همچنین از ظرق به شهرستان فومن، از غرب به شهرستان خلخال، از شمال به شهرستان ماسال و از جنوب به تارم علیا منتهی می شود. منطقه ای که ماسوله در آن قرار دارد، منطقه ای کوهستانی است. دنباله سلسله جبال قافلان کوه از جنوب آن می گذرد و در نقطه مقابل این رشته کوه، کوه های طالش قرار دارد. از دره به وجود آمده (قزل دره) ماسوله رودخان گذشته و به مرداب انزلی می ریزد، محلی که ماسوله فعلی قرار گرفته، قبلاً به بقر بیشه معروف بوده است.
2- خصوصیات اقلیمی
آب و هوای خاص منطقه ی تالش، متأثر از کوه های البرز و دریای خزر است. کوه های تالش با امتداد شمالی- جنوبی و کوهستان البرز با امتداد شرقی- غربی مانند سدی از عبور بخار آب حاصل از دریای خزر و بادهای مرطوب شمال غربی به داخل ایران جلوگیری می کند و به سبب ارتفاع زیادی که دارند موجب بارندگی بسیار در این ناحیه می گردند. ماسوله دارای آب و هوای معتدل و مرطوب در تابستان و سرد و مرطوب در زمستان می باشد. با این حال آفتاب تابستانی آن سوزان است. دمای متوسط سالانه 12 درجه سانتی گراد، میزان بارندگی سالانه 700 میلی متر و میزان بارش برف در سال 800 میلی متر است. دارای بیش از 35 روز یخبندان بوده و بیش از 100 روز را با مه غلیظ سپری می کند.
خصوصیات آب و هوا در ماه های مختلف سال:
1- فروردین:
به طور کلی وضعیت آب و هوا در این ماه به صورت معتدل سرد و بسیار مرطوب همراه با بارش باران و کمی هم برف و آسمانی ابری و مه آلود است.
متوسط ماهانه دما در این ماه 4/9+ درجه سانتی گراد است، اما ممکن است تا 6/14+ درجه افزایش یابد و یا تا 9/6+ درجه کاهش یابد. این بدین معناست که دمای ماسوله در این ماه به طور معمول در وضعیت a نسبتاً سرد و یا سرد قرار می گیرد. در عین حال شرایط یخبندان در اوایل این ماه نیز خیلی دور از انتظار نیست.
از نظر رطوبت نسبی فروردین ماه را می توان از مرطوب ترین ماه های سال دانست. به طوری که متوسط رطوبت نسی در این ماه به 79% می رسد. البته ممکن است در شرایط حداکثر به 81% و در شرایط حداقل به 77% نیز برسد. بدین ترتیب ماسوله در این ماه هوایی بسیار مرطوب دارد.
فروردین ماه یکی از پرباران ترین ماه های سال است و ممکن است طی این ماه بین 80 میلیمتر باران ببارد. ممکن است تا 20 روز از این ماه بارش وجود داشته باشد. حداکثر بار روزانه در این ماه بین 35 تا 55 میلیمتر می تواند باشد. در عین حال که بارش به صورت برف نیز در این ماه (البته بسیار کمتر از زمستان) وجود دارد.
طول خورشیدی روز در این ماه بین 12 تا 13 ساعت است و نیمه اول ماه عموماً همراه با باد می باشد.
2- اردیبهشت:
وضعیت آب و هوای ماسوله در این ماه به صورت معتدل و مطبوع و هوای بسیار مرطوب همراه با بارش باران و آسمانی نسبتاً ابری است. متوسط ماهانه دما در این ماه 1/13+ درجه سانتی گراد است. اما ممکن است تا 3/16+ درجه افزایش یافته و یا تا 4/9+ درجه کاهش یابد. این بدان معناست که دمای ماسوله در این ماه به طور معمول در وضعیت معتدل و یا نسبتاً سرد قرار دارد. شرایط یخبندان در این ماه وجود ندارد. از نظر رطوبت نسبی از اردیبهشت ماه به طور متوسط با رطوبت نسبی 85% مواجه است. البته ممکن است در شرایط حداکثر به 87% و حداقل 84% برسد. این بدان معناست که ماسوله در این ماه روزهایی بسیار مرطوب و گاهی نیمه مرطوب دارد.
در عین حال بارش باران در این ماه به طور متوسط حدود 65 میلیمتر است و ماهی پرباران سپری می شود. احتمال بارش به صورت برف امکان پذیر بوده اما به ندرت اتفاق می افتد.
طول خورشیدی روز در این ماه بین 13 تا 5/13 ساعت بوده و وزش باد نسبت به زمستان بسیار کاهش یافته است.
3- خرداد:
وضعیت آب و هوای ماسوله در این ماه به صورت معتدل، گرم و مرطوب، همراه با کمی باران مطبوع و روزهای آفتابی و دلپذیر است.
متوسط ماهانه دما در این ماه 9/16+ درجه سانتی گراد است. اما ممکن است تا 0/22+  درجه افزاییش یافته و یا تا 4/13+ درجه کاهش یابد. این بدان معناست که دمای ماسوله در این ماه به طور معمول در وضعیت معتدل گرم قرار دارد.
متوسط رطوبت نسبی در این ماه 87% می باشد. البته ممکن است در شرایط حداکثر به 90% و در شرایط حداقل به 76% برسد. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای بسیار مرطوب و هم نسبتاً مرطوب سپری می شود.
در عین حال متوسط بارش باران در این ماه به طور متوسط 35 میلیمتر می باشد. در این ماه روزهای متوالی همراه با بارش کمتر اتفاق می افتد و روزهای آفتابی در طول ماه بیش از 15 روز است.
طول خورشیدی روز در این ماه بین 5/13 تا5/14 ساعت بوده و وزش باد در این ماه تقریباً متوقف می شود.
 
تیر ماه :
متوسط ماهانه دما در این ماه 5/18+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در ماه 0/22+ درجه سانتی گراد و متوسط ماهانه حداقل دما 9/4+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل گرم و هم روزهایی با هوای معتدل سپری می  شود.
از سوی دیگر حداکثر مطلق دما در یک روز تیر ماه می تواند تا 0/28+ درجه سانتی گراد افزایش یافته و حداقل مطلق آن تا 5/10+ درجه سانتی گراد کاهش یابد، در نتیجه در این دما هم می توان شاهد ساعاتی نسبتاً گرم و هم معتدل سرد بود.
مرداد ماه
متوسط ماهانه دما در این ماه 9/17+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در ماه مرداد 0/21+ درجه سانتی گراد و متوسط ماهانه حداقل دما 0/14+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل گرم و هم روزهایی با هوای معتدل سپری می  شود.
از سوی دیگر حداکثر مطلق دما در یک روز مرداد ماه می تواند تا 0/27+ درجه سانتی گراد افزایش یافته و حداقل مطلق آن تا 5/12+ درجه سانتی گراد کاهش یابد، در نتیجه در این دما هم می توان شاهد ساعاتی نسبتاً گرم و هم معتدل سرد بود.
 
شهریور ماه
متوسط ماهانه دما در این ماه 7/17+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در شهریور ماه 8/12+ درجه سانتی گراد و متوسط ماهانه حداقل دما 2/14+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل گرم و هم روزهایی با هوای معتدل سپری می  شود.
از سوی دیگر حداکثر مطلق دما در یک روز شهریور ماه می تواند تا 0/30+ درجه سانتی گراد افزایش یافته و حداقل مطلق آن تا 5/10+ درجه سانتی گراد کاهش یابد، در نتیجه در این دما هم می توان شاهد ساعاتی نسبتاً گرم و هم معتدل سرد بود.
مهر ماه
متوسط ماهانه دما در این ماه 1/14+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در مهر ماه 4/17+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل گرم و هم روزهایی با هوای معتدل سپری می  شود.
از سوی دیگر حداکثر مطلق دما در یک روز مهر ماه می تواند تا 0/24+ درجه سانتی گراد افزایش یافته و حداقل مطلق آن تا 0/8+ درجه سانتی گراد کاهش یابد، در نتیجه در این دما هم می توان شاهد ساعاتی نسبتاً گرم و هم نسبتاً سرد بود.
 
آبان ماه
متوسط ماهانه دما در این ماه 4/10+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در آبان ماه 9/13+ درجه سانتی گراد و متوسط ماهانه حداقل دما 8/6+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل گرم و هم روزهایی با هوای نسبتاً سپری می  شود.
از سوی دیگر حداکثر مطلق دما در یک روز آبان ماه می تواند تا 0/29+ درجه سانتی گراد افزایش یافته و حداقل مطلق آن تا 0/3+ درجه سانتی گراد کاهش یابد، در نتیجه در این دما هم می توان شاهد ساعاتی معتدل گرم و هم سرد بود.
آذر ماه
متوسط ماهانه دما در این ماه 4/6+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در ماه آذر 1/10+ درجه سانتی گراد و متوسط ماهانه حداقل آن 8/2+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل سرد و هم روزهایی با هوای سرد سپری می  شود.
 

 

تحقیق استان قزوین


این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست مطالب
جایگاه صنعت گردشگری در استان قزوین ۵
جاذبه های گردشگری استان ۵
۱- آب و هوا و مزیتهای اقلیمی ۶
۲- رودخانه ها و تالابها ۷
۳- چشمه ها (آب گرم و آب معدنی) ۸
۴- پوشش گیاهی ۱۷
۵- مناطق حفاظت شده ۱۷
۶- باغها و پریسها ۱۸
۷- کوهها و چشم اندازهای کوهپایه ای ۱۹
وجود رودخانه های دایمی در دره ها ۲۱
ب) جاذبه های یادمانی و تاریخی ۲۲
کاخهای صفویه ۲۲
الف) کاخ چهلستون (کلاه فرنگی) ۲۲
ب) عمارت عالی قاپو ۲۳
مقابر و آرامگاهها ۲۳
مجموعة بازارها و سراها ۲۵
آب انبارها و قنوات ۲۶
حمام ها و گرمابه های قدیمی ۲۷
کلیساها ۲۸
محوطه ها و گذرگاههای باستانی [۲۸] ۲۸
کاروانسرای محمد آباد ۲۹
برجهای دوگانة خرقان ۲۹
قلعة الموت ۲۹
قزقلعه ۳۰
قلعه لمبسر ۳۰
قلعه شمیران ۳۱
دروازه ها ۳۱
ج – جاذبه های زیارتی ۳۱
 
جایگاه صنعت گردشگری در استان قزوین
استان قزوین با توجه به پیشینة تاریخی آن و با در نظر گرفتن قابلیت هایی که در زمینه جاذبه های تاریخی، گردشگری و منابع طبیعی و ... دارد میتواند نقش عمده و ویژه‌ای در زمینه توسعه صنعت توریسم داشته باشد که قابلیتها، امکانات و زمینه های مساعد آن به شرح ذیل می باشد:
- داشتن مواهب و چشم اندازهای طبیعی
- موقعیت مناسب استراتژیکی و ترانزیتی
- قابلیتهای بازرگانی - تجاری
- زمینه های مساعد علمی - تحقیقاتی
این استان با داشتن این قابلیتها و توانمندیها میتواند با برنامه ریزی ساختاری و زیربنایی جزء قطبهای موفق توریستی در سطح مالی و بین المللی مطرح شود [7].
جاذبه های گردشگری استان
الف – جاذبه های طبیعی [28]
جاذبه ها و چشم اندازهای طبیعی مشتمل بر مجموعه وضعیتهایی است که انسان با چشم و دیدگان خویش می بیند. مهمترین عوامل طبیعی که در هماهنگی با یکدیگر موجب شکل بخشیدن به چشم اندازها و مناظر طبیعی به صورت یک مجموعه یکپارچه میشوند مشتمل بر ویژگیهای توپوگرافی، ساختار اقلیمی و آب و هوایی، ساخت زمین شناختی، کم و کیف منابع آب، پوشش گیاهی (مرتع و جنگل) ، حیات وحش و ... است.
همچنین فضاهای کوهستانی شمالی سرمنشأ رودخانه های مهم و پر آبی است که بخش مهمی از آن بوسیله رودخانه شاهرود وارد سد سفید رود شده و نیز بخشی از آبهای سطحی رو به سمت جنوب، پس از مشروب ساختن دشتهای قزوین و تاکستان از استان خارج میشوند.
با توجه به عوامل طبیعی مذکور، پوشش گیاهی استان عمدتاً مرتعی بوده و در نواحی کوهستانی و کوهپایه ای شمالی در طارم و الموت عرصه های جنگلی متشکل از گونه های بلوط ، زرشک، سیب وحشی، پسته وحشی و ... است.
1- آب و هوا و مزیتهای اقلیمی
اقلیم و ویژگیهای مطلوب آب و هوایی از جمله دمای آسایش و میزان بارندگیها و نوع آن، از مزیتهای عمدة جذب توریست به شمار می روند به نحوی که براساس مطالعات انجام شده در باب سهم هر یک از جاذبه ها در جذب گردشگران، 1/52% از گردشگران در جستجوی عوامل مساعد اقلیمی، مناظر طبیعی، سواحل و کناره های دریا بوده اند که نزد 5/36% از کل گردشگران، جاذبه های اقلیمی در رتبه اول قرار داشته است. بر همین اساس در استان قزوین به جز تیر و مرداد که گرما تا حدود کمی مانع از راحتی گردشگران است، سایر ماههای سال مطلوب می باشد.
2- رودخانه ها و تالابها
از مهمترین عناصر طبیعی در جذب مسافران،‌کم و کیف رودخانه ها، چشمه ها، تالابها، دریاچه ها و ... می باشد. این عنصر به تنهایی جاذبه ای ارزشمند و کم نظیر محسوب میشود که در شکل بخشی به سایر چشم اندازها و تصاویر طبیعی نقش مهمی ایفا می کند. استان قزوین از این لحاظ به دو فضای کاملاً متمایز تفکیک می شود. قسمتهای شمالی شهرستان قزوین و تاکستان برخوردار از رودخانه های متعدد و استخرها بوده و قسمتهای مرکزی و جنوبی استان دارای رودخانه های دائمی قابل توجهی نیست. به عبارت دیگر میتوان نواحی شمالی استان قزوین را در زمرة قلمروهای پرآب کشور محسوب کرد. مهمترین منابع آب استان قزوین در فصل اول و بخش هیدرولوژی آورده شده است.
 
3- چشمه ها (آب گرم و آب معدنی)
چشمه سارها و چشمه های آب معدنی به میزان قابل توجهی برای درمان انواع بیماریها مورد استفاده قرار می گیرند و از این رو امروزه نه تنها به عنوان مراکز آبدرمانی، بلکه از ارزشمندترین جاذبه های طبیعی در جذب مسافران تفریحی محسوب می شوند. استان قزوین همچون بسیاری از استانهای کشور چشمه های آب معدنی و طبیعی متعددی دارد که بطور سنتی مورد استفادة مردم قرار می گیرند. مهمترین این چشمه ها عبارتند از:
چشمة آب گرم همدان
یکی از چشمه های قزوین چشمة آب گرم واقع بین راه قزوین و همدان است که در 85 کیلومتری قزوین در سمت راست جاده و در مجاورت خوررود در کوهی که در کنار آن رودخانه واقع شده است قراردارد. قسمتی از آب چشمه به وسیلة یک ناو چوبی به دو حمامی که در آن نقطه ساخته شده می ریزد. چون مقدار آب این چشمه در فصول گوناگون کاستی و افزایش ندارد و با اندک و بسیاری بارندگی برف و باران، تغییری در مقدار آب آن حاصل نمی گردد، باید چشمة مزبور را از چشمه هایی دانست که مبدأ عمقی دارند. آب این چشمه پیش از آنکه تجزیه شود معروف بود که آب گوگردی است ولی با مشاهدة چشمه و نتیجة تجزیه دانسته شد که گوگردی در آن وجود ندارد. زیرا بوی هیدروژن سولفوره به هیچ وجه در چشمه استشمام نشده، ضمناً حتی یک سنگ کوچک گوگردی هم در اطراف چشمه دیده نشده است از این رو میتوان قضاوت نمود که آب این چشمه یک آب کلوروبیکربناته کلسیم است. آب چشمة مزبور از نظر آشامیدن غیر قابل شرب بوده و فقط به طور استحمام میتوان از آن استفاده کرد. این آب در بیماریهای روماتیسمی و عصبی و گاهی در امراض جلدی مفید می باشد، به همین جهت در خارش بدن مؤثر و دارای اثر موضعی بوده، پوست را تحریک و جریان خون سطحی را تسریح می کند. تأثیر سطحی این آب باعث منظم ساختن جریان خون در شکم شده و سرانجام در بیماریهای رحمی مفید است. همه ساله بیماران بسیاری بنا به دستور پزشک به آنجا مده و در این آب استحمام می‌کنند. فصل آب تنی سه ماهه تابستان است و مراجعه کنندگان شبانه روز دو تا سه مرتبه آب تنی می کنند. [30]
چشمه آب گرم یله گنبد
این چشمه در شمال غربی قزوین بین راه رشت – قزوین دور از جاده واقع شده و به نام دهی است که در سر راه آن قرار دارد. رفتن به این آبگرم از دو طریق آقابابا و کوهین صورت می گیرد و هر دو جاده به جاده “یله گنبد” منتهی می گردد و با اتومبیل میتوان تا آنجا رفت. چشمة آبگرم در دره مصفایی قرار دارد که از هر سو درختانی آنرا زینت داده است. [30] شمال دره از سنگهای آذرین و جنوب آن از سنگهای آهکی تشکیل شده است. چشمه دارای چند مظهر در چند نقطة نزدیک به هم است و آب آن در حوضچه هایی جهت استحمام جمع آوری می شود.آب این چشمه از گروه آبهای معدنی بیکربناته کلسیک آهن و گازدار بسیار گرم است. استحمام در این آب به سبب وجود گاز کربنیک و گرما، تسکین دهنده و ضد درد است. از این آب در درمان بیماریهای عصبی، مفصلی ، روماتیسم و بیماریهای عصبی استفاده می شود. آشامیدن آن نیز در کار دستگاه گوارش، کبد و مجاری صفراوی و درمان بیماریهای معده ای و روده ای اثر مثبت دارد [18]. گفته میشود بیماران تا هنگامی که در چشمه هستند هرگونه خوراکی را میتوانند بخورند اما پس از ترک کردن آنجا باید مدتی از خوردن ترشی جات و خوراکی های سرد و غذاهای سرخ کرده (غیر از گوشت گوسفند و تخم مرغ) پرهیز کنند. [30]
چشمة آبگرم خرقان
چشمة آب گرم خرقان به فاصله 95 کیلومتری قزوین از همدان و در کنار جاده قرار دارد. رودخانة ابهررود از این منطقه می گذرد و آب چشمة اب معدنی خرقان، پس از استفاده به آن می‌ریزد.
رسوبات دوران چهارم اطراف آنرا پوشانده اند. آب چشمة خرقان از میان رسوبهای کربناته که بر روی سازنده های آهکی دورة ائوسن قرار گرفته اند، بیرون می آید. دراین منطقه گسلی از شمال شرق به جنوب غرب وجود دارد که چشمة خرقان در قسمت انتهای جنوبی آن جای دارد. مظهرهای چشمه در اثر عواملی چون زمین لرزه یا پدیدة رسوب گذاری خود آب، در طول خط گسل تغییر محل فراوان داده و تپه ای از سنگ تراورتن به ارتفاع حدود 20 متر در مجاورت جادة آسفالته و اطراف آن پدید آورده اند.
آب چشمة خرقان از گروه آبهای کلررة سدیک و بیکربناتة کلسیک گرم، اسیدی و همراه با سیلیس می باشد.
ترکیب آب چشمة خرقان مشابه ترکیب آبهای معدنی موتیه و بوریون فرانسه است و در درمان دردهای عصبی، سیاتیک، رماتیسم، عفونتهای راههای تنفسی، ورم گلو و برونشیت مزمن (بصورت بخور و دوش بینی ) مؤثر میباشد. آشامیدن این آب، در درمان بیماریهای دستگاه گوارش، از قبیل سوء هاضمه ناشی از ضعف قوا توأم با یبوست و احتقان مفید است. [18]
چشمة آب معدنی ترش و لرزان
در 45 کیلومتری شمال غربی قزوین در کنار جادة شوسة قزوین – رشت دو چشمه به نامهای آب ترش و آب لرزان وجود دارد که به فاصلة چند صد متری از یکدیگر قرار گرفته اند. اطراف چشمه را رسوبهای آبرفتی به همراه لیمونیت و هماتیت پوشانده اند. بلورهای گچ و توده های سنگ گچ نیز در پیرامون چشمه وجود دارد. آزمایش میکروبی بر روی آب این چشمه ها، گونه ای آلودگی با منشأ غیر مدفوعی را نشان داده است.
آب هر دو چشمه از گروه آبهای سولفاتة کلسیک سرد و گازدار و آهن دار است. [18]
چشمه آبگرم جادة تاکستان – آوج
این چشمه از مهمترین چشمه های آبگرم استان قزوین به شمار می رود و هر ساله هزاران نفر برای استفاده از خواص درمانی آب آن، به این محل مسافرت می کنند. بعد از زمین لرزة خرداد 1369 ، ‌مقدار آب و دمای این چشمه افزایش یافته است. [18]
چشمة علی یا علی بلاغی
این چشمه در یک کیلومتری شمال روستای “مصرآباد” بخش آوج بوئین زهرا و کنار رودخانة خرقانرود در بخش خرقان شرقی قرار دارد. آب این چشمه بسیارسالم و گوارا است. [30]
چشمة آب معدنی دینه رود
این چشمه در بخش رودبار الموت قزوین واقع شده و معروف است که آب این چشمه برای بیماریهای معدی سودمند است، زیرا دارای مواد آهنی است. [30]
چشمة گرمارود و آتانرود
در روستاهای گرمارود و آتانرود بخش رودبار  الموت چشمه های آبگرمی است که حرارت زیادی ندارد و ظاهراً چشمه های آهکی است. در تابستان بسیاری از مردم برای آب تنی به آنجا می روند ولی در زمستان که هوا سرد است، سنگها را گرم کرده، در آب می‌اندازند و آنگاه به شستشو می پردازند. [30]
چشمه دره برگلو
پایین قلعة الموت – در درة برگلو – چشمة آبی است که ظاهراً دارای مواد آهنی است، زیرا مسیر آن زرد رنگ است و چنانچه می گویند مفید و سودمند می باشد. [30]
چشمة کوچنان
در 7 کیلومتری شمال شرقی بخش معلم کلایه چشمه ای وجود دارد که آب کم کم از بالا به پایین می چکد و پس از رسوب به شکل سنگ سفیدی در می آید به این معنی که قطره قطره می چکد و تشکیل سنگهای رسوبی مرمری قلوه ای می دهد. این سنگها را اگر در برابر حرارت شدید قرار دهیم به تدریج تبخیر شده و از میان می رود.[30]
چشمة کنگرین
کنگرین از توابع رودبار الموت است و در 49 کیلومتری غرب معلم کلایه واقع شده، آب این چشمه پس از جریان رسوب کرده و به شکل سنگی سفید در می آید. [30]
چشمة یخچال یا معدن یخ
در 12 کیلومتری شمالغربی یله گنبد واقع شده و تا قزوین حدود 40 کیلومتر فاصله است. در نقطه ای از کوه دخمه مانند است که چشمه ای در آن جاری است. هنگام گرمی هوا، یخ می بندد و در سردی هوا روان می شود. در واقع آنجا یخچال طبیعی خوبی است که در گذشته هر وقت یخ در قزوین نایاب می شد از آنجا یخ به شهر می آوردند و این همان چشمه ای است که صاحبان عجایب المخلوقات و نزهه القلوب در کتابهای خود به آن اشاره کرده اند.[30]
خاتون چشمه
گفته میشود در 12 کیلومتری غرب آبگرم همدن است. آب این چشمه به محض بیرون آمدن از چشمه بسته می شود و به صورت سنگ در می آید. هر کس از این آب بنوشد بلافاصله بیمار شده و می میرد زیرا آب در معده تبدیل به سنگ شده، و باعث هلاکت می گردد [30] البته بنا به اظهار کارشناسان ادارة محیط زیست استان قزوین صحت این موضوع مورد شک بوده و آب چشمه مورد استفادة کشاورزی قرار می گیرد، آبدهی چشمه بسیار خوب است و در مواقع خشکسالی آب مناسبی را برای روستاهای اطراف فراهم می آورد.
چشمة زیتک
در قلعة زیتک قاقازان در بخش مرکزی قزوین، در 2 کیلومتری آبادی، چشمه آبگرم ملایمی است که حرارت آنرا 44 درجه بیان نموده اند. این آب هم املاحی دارد که دارای خواص طبی است. در ایام تابستان از نقاط دور و نزدیک به آنجا آمده و از آن آب استفاده می‌کنند. [30]
 
چشمة آب ساران
در مجاورت روستای ساغران پایین در شهرستان بوئین زهرا واقع شده و معروف است هر وقت آفت ملخ بیاید آب این چشمه را می برند و در مزارعی که ملخ آمده می گذارند، با این کار در آن محل سار فراوانی پیدا شده به ملخها حمله می کند و آنها را از میان بر‌می‌دارد. اصل این چشمه بنام آبادی، موسوم به چشمة ساغران بوده و بخاطر کثرت استعمال به “چشمه آب ساران” معروف شده است. البته اثری هم که مشهور است آنقدر صحت ندارد زیرا به گفتة اهالی همان نواحی، در نزدیکیهای این چشمه ملخ آمده،‌ از این آب برده اند ولی اثر و نتیجه ای ندیده اند. [30]
چشمة ماران
این چشمه در روستای ساغران بالا در بوئین زهرا قرار دارد و معروف است هر جا از آب آنرا ببرند ماران بسیاری در آنجا جمع و اسباب مزاحمت می شوند. آنچه گفته میشود به نقل قول از گذشتگان است.[37]
چهل چشمه
این چشمه در کنار روستای قلعه در مسیر آبگرم به قزوین، حدود 5 کیلومتری آبگرم، در سمت راست،‌کنار جاده واقع شده است. به علت زیادی چشمه، به این نام معروف است. این چشمه دارای آبی زلال می باشد.[37]
چشمة دریابیک (دریاچة دریابیک)
این چشمه در 25 کیلومترین شرق بخش آوج از شهرستان بوئین زهرا در کنار روستای پرسبانج قرار گرفته، طبق گفتة اهالی بصورت یک قیف بوده که اشیاء و جانوران را به طرف خود می کشد و خطرناک است. در سال 1352 غواصی تا عمق 40 متری پایین رفته و دنبالة دهانه هنوز ادامه داشته است و بعلت مکندگی، امکان پیشروی مسیر نبوده است. آب این چشمه نیز برای بیماریهایی از جمله بیماریهای پوستی سودمند بوده ولی آب آن بدطعم و غیرقابل شرب است.[37]
چشمة عباس آباد
این چشمه در جادة قزوین – همدان در 150 کیلومتری همدان در جادة فرعی بطرف روستای عباس آباد قرار دارد. آب این چشمه از شکاف سنگهای آتشفشانی از زمین خارج میشود. عامل تشکیل این چشمه شکاف گسلی می باشد. آب این چشمه در ردیف کلروره سولفاتة سرد می باشد.[37]
چشمة آبگرم قطور رسویی
این چشمه در مسیر جادة قزوین – همدان، در جنوب غربی جاده، در روستایی بنام مهرآباد قرار دارد. آب این چشمه در ردیف کلروره سولفاتة ولرم می باشد. [37]
 
4- پوشش گیاهی
پوشش گیاهی طبیعی، برآیند عملکرد عوامل اقلیم، اب و خاک و ساخت توپوگرافی و همچنین تأثیر حیات وحش بر اکوسیستم است. بر این اساس، پوشش گیاهی را میتوان در زمرة مهمترین شاخصهای تعیین کیفیت و استعدادهای طبیعی برشمرد. پوشش گیاهی، به ویژه جنگلها در شمار مهمترین و زیباترین جلوه ها و چشم اندازهای طبیعی و از جاذبه های کم نظیر گردشگری و امکانات مناسب گذران اوقات فراغت، تلقی می شوند.
استان قزوین با برخورداری از میکروکلیمای متنوع و شرایط توپوگرافی و آب و هوایی متفاوت، از پوشش گیاهی مرتعی در نواحی جنوبی، شرقی ، غربی (عمدة قلمرو استان) و پوشش جنگلی در فضاهای حاشیة شمالی برخوردار است.[28]
مبحث پوشش گیاهی بطور مفصل در فصل سوم قید شده است.
5- مناطق حفاظت شده
به منظور تضمین بقا و پایداری فرآیند اکولوژیک و حفظ ذخیرة ژنتیکی انتخاب عرصه هایی از طبیعت و تحت حفاظت قراردادن آن بصورت یک ذخیره گاه زیستی برای نسل امروز و نسلهای آینده و بهره برداری بهینه و برنامه ریزی شده از این فضاها، سیاستهای حفاظتی گوناگونی بکار گرفته می شود که مهمترین آنها استراتژی و طبقه بندی دهگانة اتحادیه بین المللی حفاظت از محیط و منابع طبیعی است. براساس این طبقه بندی در استان قزوین، چندین عرصة طبیعی تحت عوان “ مناطق حفاظت شده” مناطق شکار ممنوع ، و مناطق آزاد توسط سازمان محیط زیست متمایز و مدیریت می شود که شرح آنها در فصل دوم آمده است.
بر پایه بررسیهای انجام شده، گسترة استان قزوین با توجه به تنوع اقلیمی، توپوگرافی و پوشش گیاهی از مستعدترین مناطق حیات وحش کشور محسوب می شود و در گذشتة نه چندان دور در زمرة شکارگاههای مهم کشور بوده است و امروزه نیز براساس سیاستهای سازمان محیط زیست، نگهداری و حفظ حیات وحش، از سوی این سازمان مجوز و پروانه های شکار برای پرندگان، گراز، ماهیان و ... صادر میشود.[28]
6- باغها و پریسها
باغها و پردیسهای ایرانی در جهان کم نظیرند و بعنوان یکی از قابلیتهای ارزشمند گردشگری در سطح جهانی محسوب می شوند. چنانکه اسناد تاریخی نشان می دهد قدمت احداث باغ در ایران زمین به دوران هخامنشیان می رسد. در آن روزگار مردم بر این باور بوده اند که انسانها بعد از مرگ بصورت و شکل درخت در می آیند و دارای زندگی ابدی خواهند بود. براین اساس، درختکاری و ایجاد باغها بعنوان یک ارزش و باور مذهبی – فرهنگی قلمداد می شده است.
باغهای ایرانی مجموعة بهم پیوسته و هماهنگ از تلفیق و ترکیب آب و گیاه است. نظم طبیعت در باغهای ایرانی به نهایت کمال رسیده است و هنر احداث باغ به شیوة ایرانی یکی از میراثها و ثروتهای فرهنگی و هنری جهان شمرده می شود.
در استان قزوین به دلیل قابلیتهای آب و خاک و اقلیم مساعد، احداث باغ از گذشتة بسیار دور رایج بوده و امروزه در نواحی مختلف استان، اراضی وسیعی به باغ و کشت انواع درختان میوه تخصیص داده شده است که به طور نمونه میتوان به باغهای یک دست و یکپارچة قدیم آباد در 6 کیلومتری جادة قزوین – بوئین زهرا و همچنین باغهای متراکم، باطراوت و زیبای الموت در بسیاری از آبادیها به ویژه در گازرخان اشاره کرد. در ناحیه الموت باغها عمدتاً متشکل از درختان گردو، گیلاس، فندق، آلبالو، زغال اخته و ... و در قزوین درختانی نظیر زردآلو، گلابی، شفتالو و سیب در باغها کشت شده است.[28]
7- کوهها و چشم اندازهای کوهپایه ای
عواض جغرافیایی و پستی و بلندیها چشم اندازهایی را به وجود می آورد که از یکنواختی محیط کاسته و جاذبه های دیدنی را فزونی می بخشد. کوهها،‌ارتفاعات و دره ها موجب پیدایش پدیده ها، اقلیمهای ویژه ، شرایط رویشی ، تغییر در مناظر و چشم اندازهای طبیعی و ... می شوند که هر یک ویژگیهای ارزشمندی برای جذب و جذب دیدارکنندگان به شمار می‌آیند.
استان قزوین متشکل از سه قلمرو متمایز توپوگرافیکی کوهستانی، کوهپایه ای و دشتی است. فضاهای کوهستانی عموماً دارای روندی شرقی – غربی بوده و از میزان بلندی این ارتفاعات از شمال به جنوب و از غرب به شرق کاسته می شود. در حقیقت ارتفاعات عمدة استان، ادامة رشته کوههای البرز و ارتفاعات مرکزی کشور است که به ارتفاعات شمالی – غربی و جنوبی تقسیم می شوند.
ارتفاعات شمالی بخشی از کوههای البرز غربی می باشند که روندی شرقی – غربی دارند. قلل بلند و مهم این رشته کوهها سیالان، خشکچال، کشیکان، کی جگین و سفیدکوه است که به ترتیب 4175 ، 3950 ، 4056 ، 3500 و 2300 متر از سطح دریا ارتفاع دارند. ارتفاعات شمالی استان قریب به 20% از کل وسعت استان را در بر می گیرند.
ارتفاعات غربی با راستای شمالی غربی – جنوب شرقی از حدود طارم شروع شده و تا غرب تاکستان و بوئین زهرا را در بر می گیرند ارتفاع این کوهها در غرب تاکستان کاهش می‌یابد. در این رشته کوهها ارتفاعات مهم مشتمل بر چرگر، بهادر و شترکوه است.
رشته کوههای جنوبی با روندی شرقی – غربی همچون دیواری استان قزوین را از استانهای همدان و مرکزی جدا می کنند. قلل مهم این رشته کوهها خرقان، آق داغ و آلاسنج است.
در فضاهای کوهستانی و کوهپایه ای شمال شرقی و غربی استان قزوین به دلیل وجود پارامترها و قابلیتهای متعدد و مهم طبیعی و تلفیق این عناصر با یکدیگر چشم اندازهای زیبایی به وجود آمده است که جوابگوی نیازهای انواع گردشگران به ویژه تفریحی ، سیاحتی و ورزشی می باشند و این در حالی است که فضاهای مزبور تجهیز نشده اند. پارامترها و قابلیتهای عمده ای که در این فضا به چشم می خورد از این قرار است:
دره ها و کوهپایه ها که سراسر زیر کشت انواع درختان میوه (گیلاس، آلبالو ، گردو و انگور) است
 


دانلود کامل تحقیق استان قزوین

 
 

تحقیق درمورد فلزات سنگین


این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد

فهرست مطالب

فلزات سنگین ۴

۱-نقش بهداشتی فلزات سنگین ۶

۲- شناسایی عوامل آلوده کننده آبها از نظر فلزات سنگین ۷

۳- فلزات سنگین (اثرات- منابع- کاربرد) ۹

۱-۳- کروم ۱۰

۲-۳- کبالت ۱۱

۳-۳- کادمیوم ۱۲

۴-۳- سرب ۱۳

۵-۳- مس ۱۴

۶-۳- وانادیوم ۱۵

۷-۳- روی ۱۶

۸-۳- آرسنیک ۱۷

۹-۳- جیوه ۱۸

۱۰-۳- نیکل ۱۹

۱۱-۳- نقره ۲۰

۱۲-۳- آلومینیم ۲۰

۱۳-۳- آهن ۲۱

منابع ۲۲

فلزات سنگین  

در کتب و مراجع گوناگون تعاریف و تفسیرهای مختلفی از فلزات سنگین به عمل آمده است. علت اطلاق لفظ سنگین، وزن مخصوص بالاتر از 6 گرم بر سانتیمتر مکعب می‌باشد، که این فلزات دارا هستند. این فلزات دارای نقاط ذوب و جوش بسیار متفاوتی می‌باشند.

به طوری که در این گروه جیوه Hg پائین‌ترین نقطه جوش یعنی oc87/38- و مولیبدن (Mo) بالاترین نقطه جوش یعنی c 0 4612 را دارا می‌باشد.

اکسید فلزات سنگین در جدول تناوبی هرچه به طرف گازهای نادر پیش برویم، در طبیعت پایدارتر است، و در سیستم بیولوژی با مولکول‌های آلی ایجاد کمپلکس‌های پایدار می‌نماید.

حضور برخی از این عناصر از نظر تغذیه حائز اهمیت می‌باشد. در حالی که در شرایط مشابه حضور برخی از آنها در بافت زنده مضر می‌باشد. نیاز پستانداران به روی و مس به مراتب بیشتر از ید و سلینیوم و غلظت آهن و روی در بافت‌های حیوان ضروری‌تر از منگنز و کبالت می‌باشد.

برخی عناصر غیر ضروری مانند برم (Br) و ربیدیوم (Rb) و سیلیکون در مقایسه با فلزات کمیاب ضروری با غلظت بالا در بافت نرم و خون حضور دارند.

فلزات سنگین نظیر آهن- روی و مس برای تعداد زیادی از آنزیم‌ها در حکم یک کانون فعال هستند. این فلزات در غلظت‌های پائین در بدن یافت می‌شود، ولی اثر فوق‌العاده‌ای در بدن دارند.

فلزات سنگین نظیر نقره (Ag)، کادمیوم (Cd)، قلع (Sn)، جیوه (Hg)، سرب (Pb)، و فلزاتی که خاصیت الکترونگاتیویته زیادی دارند مانند مس، نیکل و کبالت، میل ترکیبی شدیدی با گروه‌های آمینی و سولفیدریل دارند.

آنزیم‌ها به وسیله این فلزات متلاشی شده و قدرت آنزیمی خود را از دست می‌دهند. به علاوه این فلزات در عمل سوخت و ساز بدن وارد شده و عمل متابولیسم را مختل می‌نمایند.

درجه سمی بودن فلزات سنگین را از میزان الکترونگاتیویتة آنها می‌توان طبقه بندی نمود، که به این ترتیب با پایداری کمپلکس‌های مشتق شده از این فلزات هماهنگی می‌کند. طبقه‌بندی این فلزات به صورت زیر می‌باشد.

Hg- Cu- Sn- Pb- Ni- Co- Cd- Fe- Zn- Mn- Mg- Ca- Sr- Cr

1-نقش بهداشتی فلزات سنگین

در دهه گذشته تحقیقات زیادی بر روی اهمیت فلزات سنگین در سیستمهای بیولوژیکی انجام گرفته است. علت این بررسی‌ها افزایش نگرانی کسانی بوده است، که در مناطق صنعتی زندگی می‌کنند، و در تماس دائمی و مستقیم با این عناصر بوده‌اند، که امکان اثر بیولوژیکی محیط بر روی اینها وجود داشته است. در حقیقت نقش عناصر جزیی و اثرات مفید و مضر آنها بر روی سیستم بیولوژیکی انسان از اهمیت خاصی برخوردار است. از 90 عنصر شیمیایی که در پوسته زمین یا اتمسفر وجود دارد، فقط 12 تای آنها به میزان زیادی در بدن انسان وجود دارند که عبارتند از:

Cn- Fe- Mg- Cl- Na- S- K- P- N- H- C- O

از این عناصر چهارتای اول 96% وزن کل ارگان زنده را تشکیل می‌دهد و بقیه 6/3% آن را شامل می‌گردد، و حدود 70 عنصر باقیمانده 4/0 بقیه را شامل می‌شوند، که اینها عناصر جزئی می‌باشند. چنین بنظر می‌رسد، که از این 70 عنصر 14تای آنها برای متابولیسم بدن انسان ضروری می‌باشند.

جورج موریسون   عناصر جزئی را به سه دسته تقسیم می‌کند.

الف) آنهایی که برای جانوران عالی ضروری می‌باشند.

ب) آن دسته از عناصر که ضرورت آنها ممکن می‌باشد.

ج) آن دسته از عناصر که ضروری نمی‌باشند.

عناصر ضروری برای متابولیسم بدن انسان عبارتند از: کرم، کبالت، مس، فلوئور، آهن، ید، منگنز، مولیبدن، نیکل.

2-  شناسایی عوامل آلوده کننده آبها از نظر فلزات سنگین

بطور کلی آبها به چهارطریق ممکن است به فلزات سنگین آلوده شوند.

1- هوا

2- خاک

3- فاضلاب‌های صنعتی- خانگی

4- زباله (شیرابه زباله)

پس آبهای صنعتی- مواد زائد حاصل از فعالیت‌های روزمره زندگی، (زباله) و تخلیه انواع فضولات حیوانی و انسانی به داخل آبهای سطحی و زیرزمینی، سهم مهمی در ایجاد این نوع آلودگی‌ها را، در آب دارا هستند.

احتمال آلوده شدن آبها بخصوص آبهای سطحی از طریق هوا، (هنگام بارندگی بویژه بارندگی‌های شدید بسیار بالاست). مقادیر زیادی از انواع آلوده کننده‌ها، نظیر مواد موجود در گرد و غبار و گازهای ناشی از فعالیت‌های صنعتی در باران حل شده، و در نتیجه این آلودگیها به آبهای پذیرنده وارد می‌گردد. (به علت PH اسیدی باران، برخی از عناصر مانند کادمیوم در آب باران حل می‌شود).